تبليغاتX
شهر فرنگ
 
شهر فرنگه از همه رنگه...
 
 
  فرياد مي زند. و تو چقدر دلت مي خواهد فرياد بزني. در كنار او...
او براي هيچ دوراني نبود.
گاهي در دوران فراعنه... گاه در دوران علي... گاه در كنار حسين. و گاه
در كنار مسيح بود.
فكر مي كنم تنها كسي بود كه در تاريخ به دنبال انسان بود. و به دنبال
بودن... انسان بودن... چگونه انسان بودن! 
قدم بر مي داشت. مي سوخت. فكر مي كرد. مي نوشت. و فرياد مي زد.
به دنبال جانماز آب كشيدن نبود. به دنبال «عاشق بودن» بود. به دنبال
بهشت نبود. به دنبال«عارف بودن» بود.

شريعتي يك مثنوي معنوي بود. شمعي است در تمام دوران.
آزادگي را مي جست. در سنگ هاي اهرام... در فريادهاي علي... در

حرف هاي معلمش... و در نگاه تمام انسان ها.
اما حرف هايي بود كه او هر چه تلاش مي كرد، نمي توانست با كلمات
بيان كند. شريعتي «يعني حرف هايي كه براي نگفتن» داشت.
خودش مي گفت:
                   «  هنگامي كه يك انسان بزرگ را مي شناسيم، كه در
زندگي موفق زيسته است، روح او را در كالبد خويش مي دميم و با او زندگي مي كنيم.و اين ما را حياتي دوباره مي بخشد!»

و اگر تو او را بشناسي، روح او را در كالبد خويش مي دمي. و با او زندگي مي كني. و اين تو را حياتي دوباره مي بخشد. و هويت و انسانيتي دوباره.

سرشت او با فلسفه، حكمت و عرفان عجين است.از كوچكي فيلسوف بود.
با مترلينگ و بايزيد و شبستري و ... زيست. او برگزيده ايست از تمام
مردهاي بزرگ تاريخ. كه خداوند او را براي عصر ما، عصر انسان هاي پول پرست بيهوده فرستاد. و براي عصري كه انسان هاي جز «حيوان هاي دو پا» نيستند.

« راست مي گفت آن نويسنده ي آشناي من، كه من چشم هايم هميشه نيمه

باز است، و « مي خواهم بگويم كه هيچ چيز و هيچ كس در اين دنيا

وجود ندارد، كه ديدنش به باز كردن تمام چشم بيرزد»!

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
 

روز اول را درس نمي خواني. خوش به حال هر كس كه از دين و زندگي خلاص شده. روز دوم ا هم با كتاب جلوي تي وي و ماهواره و هملت مي نشيني. و شب هم مي نشيني با خستگي تا دو و نيم شب مي خواني. عجب خريتي.(ببخشيد ها!) بعد از اين همه خوندن و حرص خوردن. مي روي سر امتحان. چشمات چهارتا مي شود. چند تا فحش به خودت مي دهي كه اينقدر خوندي و اين امتحان نيم نمره نيم نمره ، حسابي حالت را مي گيرد. ده دقيقه اي تمام مي كني و يه ربع هم محض ضايع نبودن مي نشيني سر امتحان . و مي آيي خانه.

 پارك كنار مدرسه چشمك مي زند. چه هوايي گرمي! ولي چه مناظري كه در اين پارك نمي بيني! از تجمع پسران معتاد تا سرنگ هاي كنار پارك. دلت مي سوزد...

جنايت و مكافات را تمام كردم. چقدر دوست داشتم جاي راسكلنيكف بودم. من از اونايي هستم كه داستايوفسكي مي گويد رنج كشيدن را دوست دارند. دلت براي سويدريگايلف مي سوزد كه با يه تير خود را خلاص كرد. اما انگار فئودور خان خود هم از آخر قصه خوشش نيامد. آخر هميشه كه خوشبختي نيست. البته رعيت جماعت بعضي چيزها را نمي فهمد.

 الان مي گوييد عجب انسان خودخواهي . مگر عهد مظفرالدين شاه است كه رعيت و سرور داشته باشيم.

نه جانم. گاهي آدم ها خود را رعيت مي كنند.

تازگي ها خدا را گم كرده ام. تو مي داني كجاست؟

 

اشك در حلقه ي چشمت شد و تدبير نكرد

درد دامان تو را چاره و تعبير نكرد

دست در زلف گرانش زدي اما چه رسيد؟

هر چه گفتي ز غمت ناله ي شبگير نكرد

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 

pctfx3.3

Lovely Bear Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog تهیه وب پورتال اختصاصی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور