تبليغاتX
شهر فرنگ
 
شهر فرنگه از همه رنگه...
 
 
  سلام...

نمی دانم شماها که دو سه سالی وبلاگ دارید چطور دوام آورده اید؟
اصلا دیگر حوصله وبلاگ نویسی را ندارم.
دیگر هیچی به مخم نمی رسد که بنویسم.
فکرم مشغول است... مشغول خیلی چیزها...
شاید وقتی حلم جایش آمد آپ کنم... البته به شما سر می زنم... اگر نظر ندادم مرا ببخشید.
این آپ آخری کار دستم داده. بعضی ها از دستم دلگیر شده اند. حیف که آدم نمی تواند با نوشتن همه چیز را بفهماند.
تازگی ها فکر می کنم فلسفه وبلاگ نویسی چیز مضخرفیه.
باید نظر بدهی تا به یادت باشند. مطالب را نمی خوانیم. همین طور یه چیزی می نویسیم.
شاید شماها اینطور نباشید. اما من تازگی ها اینطوری شده ام.
28 مهرماه تولد وبلاگم است .
شاید تا آن موقع آپ نکنم.
شاید هم فرجی شد و حالم جا آمد.
چند تا دوستام می خوان وبلاگ درست کنند.
به شما تسلیت عرض می کنم.
فکر کنم وبلاگ نویسی در سال تحصیلی جز افت درسی و کمبود وقت و این چیزها ... هیچ ارمغان دیگری نداشته باشد.
من نظرم اینه که آدم وقتی باید وبلاگ بسازه که حرفی برای گفتن داشته باشه.
حالا هم که حرف های ما تمام شده.
چند تا حرف جمع می کنیم تا آپ بعدی. آخر مگر خواننده ها چه گناهی دارند که مطالب مشخرف مرا بخوانند. ها؟
من هم به شما سفارش می کنم وبلاگ نسازید. مگر اینکه آدم با حوصله ای باشید. و گفتنی های زیادی داشته باشید.
باید دست و رویی به اینجا بکشم.
راستی روزه هاتون قبول باشه.
من پیشنهاد می کنم روزی یه جزء قرآن بخوانید تا آخر این ماه.
به آدم آرامش میده. تلویزیون هم هر روز یه جز پخش می کنه. مثلا شبکه سه هر روز ساعت 13:30 فکر کنم با تلاوت استاد پرهیزگار باشه.
خب...
تا آپ بعدی.
و مائده ی با حوصله ...
خدا نگهدار.....

 

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
   

شاید یک سال هم نمی گذرد. همیشه عاشق ادبیات بودم. اولین کتابی که همه ی درس هایش را می خوانم ادبیات است. معلم جلسه ی اول قرار گذاشت تاریخ ادبیات هر درس را بچه ها تدریس کنند و اطلاعات بیشتر از کتاب را دربیاورند و با یک گروه دو نفری این مطالب را توضیح بدهند.
یکی از درس ها هم به ما افتاد. از جلسه ی اول من در تب و تاب او افتادم. عکس ، کتاب، مطلب، و همه چیز... همون موقع ها بود که
خسی در میقات را خواندم. عاشقش شده بودم.
طوری شده بود که همه ی بچه ها به من می گفتند
آقا جلال چطوره؟
خط به خط کتاب هایش زندگی است.
همه ی کتاب ها را نتوانستم بخوانم.
مدیر مدرسه ، نفرین زمین، زن زیادی، خسی در میقات و ن والقلم را خوانده ام. این کامپیوتر لعنتی گمشان کرده...
اصلا زندگی تو یک تراژدی است... یک تراژدی که گرچه کوتاه اما پر بود از
   چاه و چاله... الان حتما زنت در این فکر است که تو چقدر راحت رفتی و تنهایش گذاشتی...سیمین خانوم الان زیاد خوب نیست... من حتی سووشون هم نخوانده ام ... اما توی مجله یکی از نامه هایش را به تو خواندم... چقدر ناراحت بود از نبودنت...
نمی دانم چرا هیچ وقت ندیدم که یکی از برنامه های تلوزیونی راجع به تو و یا سهراب باشد... انگار مظلوم واقع شده اید... شاید هم به خاطر همون چاه و چاله ها بوده. چرا فقط باید روز بزرگداشت تو، یادت کنند؟ چرا وقتی که سیمین افتاد گوشه ی بیمارستان باید حالی از او کنند؟
حالا اگر یک
عبا و یک عمامه سرت بود تا به حال هزار بار از تو می گفتند.
اگر فکر کنیم مصداق های زیادی پیدا می کنیم... کسانی که هنوز در ذهن خیلی از ما نسل های جدیدتر مبهم هستند. مثل دکتر حسابی و دکتر شریعتی...
سیاست ما انگار به فروغ و سهراب و شریعتی و جلال و امثال آنها نمی خورد.

                       TinyPic image

 

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
 

you are watching press tv

 

ای ایران!
ای پرس تی وی!
ای باکلاس.
تازگی ها ما صاحب پرس تی وی شدیم. یک شبکه باکلاسه. خدایی ایران گل کاشته. اگه یکی هم با زبان فارسی بسازه هم خوبه. پوز اون خالی بندها رو بماله به خاک.
من که می دیدم داشتند درباره آقای بوش حرف می زدند. بعد هم یه برنامه تبلیغ کردند که برای جاهای دیدنی ایران بود با اجرای همون آقایی که توی برنامه خانواده شبکه یک میاد هی میره اینور و اونور. ببخشید عادت به حفظ کردن اسامی ندارم.
بعد هم چند تا آدم خوش تیپ با لهجه های امریکن باحال میان حرف می زنن. خوبه حالا لهجه بریتیش ندارن آدم این شکلی میشه. البته این نظر شخصی منه.

*****************************************************

چند قدم آن ورتر!...

بعد می زنیم شبکه صدای آمریکا. خبرنگاران آزاد و خالی بند. یه چیزی رو درگوشی میگم. می گفتند که دولت عراق از تیرباران شمال این کشور به وسیله ایران اعتراض کرده و می گفتند که شاید این آغاز شروع یک جنگ باشه.
واقعا خنده داره.
آخه اگه ایران عراق رو تیرباران کرده بود که الان این شکلی نبود... وا... به حق چیزای نشنیده...
بعد همچنین پرزیدنت بوش پرزیدنت بوش می کنند که آدم فک می کنه چند تا نوکر وفادار به بوش خان دارن حرف می زنن.
درمورد اخراج حدود 200 تا نمی دونم شاید هم بیشتر دانشجوی بهایی از دانشگاه ایران حرف میزدند.
خب اگر هم اخراج می کنند شاید سیاست های پشت این مسئله هست.
جمهوری اسلامی و بهایی گری؟!
اصلا به ما چه ربطی دارد. الان باز میگن چرا وبلاگت سیاسیه؟ ها؟
ولی من که از این پرس تی وی خوشم اومد.
اما چیزی جای بیست و سی رو نمی گیره...
متاسفانه سه روز در فراق بیست  و سی توی خونه پرسه زدیم....

در بخش ترین های برنامه تازه ها خبر شنیدیم که صمیمی ترین مصاحبه با رئیس جمهور مصاحبه کامران نجف زاده بوده که همین چند روز پیش پخش شد... مبارکه...

ما از پیروزی والیبالیست های شاسی بلند کشورمان خوشحالیم...
 البته از نوع نوجوانش.
حالا هی بگین فوتبال. حالا واسه اون جام جهانی افتضاح هی آواز بخونید.
هی بگین ... حالا هی بگین مربی داخلی. لااقل با مربی خارجی یه جام جهانی رفتیم.
چرا باور ندارید؟
چرا به ناتوانایی خودتون در این رشته باور ندارید؟
چرا باور نمی کنید لژیونر های ما بی معرفت هستند.؟
منو باش که از این آقای کریمی طرفداری می کردم.
کجاست عرق میهنی شما؟
از نوجوانان یاد بگیرید..

*********************************************
بای بای...

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر
 
 
 
  اول این عید زیبا رو به همه شما برو بچز وبلاگ نویس تبریک میگم... امیدوارم توی یکی از این روزها خود صاحب مجلس  قدم رنجه کنند و این بزم پرشکوه را نورانی کنند...
ای دلپذیر! بی تو زمین تنهاست...
و ما غریبانه همچون پرندگان به دنبال صدایمان می گردیم.
مولا جان!
هنوز هم نرگس ها به بوی خوشت حسرت می خورند...
و چشمان ما هنوز هم انتظار را گریه می کنند.
 

**************************************************

این هم یه شعر جدید:


ذهن ملول من پر از فضله موش است
دنیا هنوز هم، هنوز هم خموش است
فرش هزار قصه دنیای آروز
روی زمین آهنی کم فروش است
جنگ و هراس و فلسفه، آهن و دفاع
دنیا پر از کلاهک هسته پوش است
این روزها فکر غمین توی جامعه
کم کردن تینیجر باده نوش است
شعر من این روزها درد می کند
شاعر برای انزوا خود فروش است...


درمورد شعر بالا باید بگم که کم آوردن قافیه و واژه کاملا توش مشخص است...
اما بیشتر به خودم فشار نیاوردم. فی البداهه هر چه آمد نوشتم. به بزرگواری خودتان ببخشید...
یاهو مسنجر من خراب شده... فعلا به پی ام ها نمی تونم جواب بدم... اصلا باز نمیشه.

مهتا خانم هم جوابیه بنده رو توی ادامه مطلب ببینند...

 
 
 |    نوشته شده توسط یه شاعر ادامه مطلب | 
 
 

pctfx3.3

Lovely Bear Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog تهیه وب پورتال اختصاصی

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور